حافظ و مولوي و شاملو و فروغ و... بزرگ هستند نه بت
حافظ و مولوي و شاملو و فروغ و... بزرگ هستند نه بت
در مراسمي قرار بود در باره گونهاي از شعر به نام «شعر ايدئولوژيك» صحبت كنم. وقتي قبل از آغاز مراسم با يكي از شركتكنندگان در باره شاعران ايدئولوژيك از جمله شاملو (كه در دورهاي از زندگي شاعرانهاش رويكردي ايدئولوژيك به شعر داشت و در دورههاي بعدي خوشبختانه اين رويكرد را كاملا تغيير داد) صحبت كردم، آن دوست گرامي گفت: «البته ميدانم كه شما با شاملو مخالفيد»
در پاسخش گفتم: «شاملو شاعر بزرگي است و اگر كسي اين حقيقت مسلم را نپذيرد از حماقت اوست نه از آگاهياش. حافظ و مولوي هم شاعران بزرگي هستند و نپذيرفتن اين واقعيت نيز نشانه حماقت است. بنابراين از نظر من شاملو شاعر بزرگي است اما نكته اينجاست كه او و حافظ و مولوي و... بزرگ هستند نه بت. وقتي كسي را بت كنيم كوچكترين انتقاد، به معناي مخالفت تام و تمام با اين شخصيت در نظر گرفته ميشود. من همانقدر كه برخي انديشهها و پشتوانههاي فكري حافظ و مولوي و سعدي را در برابر و مخالف آزادي فردي و جمعي ميبينم بخشي از شعرهاي شاملو را نيز، كه بنيانهاي ايدئولوژيك دارند، مخالف روح دموكراسي و آزادي ميدانم.»
اين موضوع كه با بت شدن افراد امكان انتقاد از آنها سلب ميشود و كوچكترين نقد به عملكرد و انديشههاي آنها، معناي مخالفت با كليت آنها را ميدهد نكتهاي است كه هيچگاه نبايد از نظر دور داشته باشيم. اين حرف من در همان سخنرانيام بار ديگر خودش را نشان داد. وقتي در صحبتهايم گفتم كه «انديشههاي حافظ در باره «پير مغان» يا «پير طريقت» و نيز نگاه مولوي به «شمس» و همچنين نگاه سعدي به معشوق زميني، با روح آزادي فردي و تكثرگرايي منافات دارد و در برابر آن قرار ميگيرد» يكي از حاضران در اعتراض به سخنانم گفت كه «حافظ و مولوي و سعدي از مفاخر ادبيات ما هستند و نبايد به اين شكل با آنها برخورد شود.»
اين درست همان نكتهاي است كه بايد هميشه از آن پرهيز كرد. من با اين نكته كه حافظ، مولوي، سعدي، نيما، شاملو، فروغ و... از مفاخر ادبي ما هستند كاملا موافقم ولي اين به معناي بت كردن آنها نيست. بايد به نقد آنها نشست و از ضعفها و قوتهايشان گفت.
يكبار در باره فيلم مستند «شاملو شاعر آزادي» به يكي از دوستان گفتم «اين فيلم از شاملو يك بت ساخته است و اين گرچه ممكن است براي برخي فيلم بزرگي باشد اما از نظر من اولا ضربهاي است به شاملوي بزرگ چرا كه اهل انديشه و تفكر اينگونه فيلمها را كه صرفا بر تاييد همهجانبه تكيه كرده فاقد شعور و عقلانيت ميدانند و ثانيا لطمهاي است به آزادي انديشه كه با بت كردن شاملو امكان برخورد تحليلي را از او باز ميستاند»
همين نكته را به يكي از استادان و بزرگواراني كه در همين فيلم به تعريف و تمجيد يكسويه از شاملو برخاسته است گفتم. اما او گفت: «من در اين فيلم به شعر شاملو انتقاد هم كرده بودم كه حذف كردهاند» اين استاد بزرگوار حتي نقدي را هم كه به گفته خودش در آن فيلم به شعرهاي شاملو وارد كرده بود، عنوان كرد و گفت: «من در همان فيلم (شاملو شاعر آزادي) گفتم شاملو دو دوره شعري دارد يكي دوره شعرهاي جوششي و ديگري دوره شعرهاي تصنعي. شعرهاي دوره جوششي شاملو از جمله كتاب «هواي تازه» از برجستهترين شعرهاست و شعرهاي دوره تصنعي شعرهاي خوبي نيست.»
اين استاد بزرگوار از حذف اين بخش از حرفهايش در فيلم گفت و اينكه نميداند چرا اين بخش از حرفهايش حذف شده است.
به هرحال بايد گفت شاملو شاعر بزرگي بود و حماقت است كه چشم بر اين واقعيت آشكار ببنديم اما شاملو بت و مقدس نيست همچنانكه هيچ شخصيت ديگر در هر حوزه و عرصهاي كه باشد بت نيست. به نظر امروزه در جايگاهي قرار گرفتهايم كه بايد با بتسازي انسانها مخالفت كنيم.
*******
اين هم مطلبي به مناسبت سالروز درگذشت شاملوي بزرگ، شاملويي كه عدهاي گمان ميكنند با تخريب سنگ گورش ميتوانند نام او را به عنوان شاعري بزرگ درعرصه ادبيات ايران تخريب و نفوذش را از تاريخ ادبي ايران حذف كنند! زهي خيال باطل كه اگر اينگونه بود نام خيليها بايد تاكنون از تاريخ حذف ميشد كه نه تنها نشد كه جايگاه رفيعتري به دست آورد.
محمدهاشم اکبریانی