تبليغاتX
پرانتز بسته - چرا از کارگزاران شکایت کردیم
ادبی

 

 

راستش نمی خواستم در مورد شکایت از کارگزاران حرف بزنم اما از وقتی دوست عزیزم محسن فرجی ماجرای آن  را در وبلاگش گذاشت دوستان با لطفی که همیشه داشته اند مدام در باره وضع حقوق ها و شکایت ما می پرسند.

 اما اصل قضیه این بود که در ابتدا برای پرهیز از هر گونه سو استفاده های احتمالی ؛ تصمیم گرفتیم فقط با مسئولان روزنامه صحبت کنیم که متاسفانه هیچ جوابی جز بی احترامی و امروز و فردا کردن نشنیدیم. آقای شاپوریان (وی مدیر عامل روزنامه– و نه مدیر مسئول – است) تنها کسی بود که می توانستیم با او صحبت کنیم که ایشان  هم چندان به قول ها یی که می داد عمل نمی کرد تا جایی که بعضی روزها که خودش قرار می گذاشت بیاید و جوابی به ما بدهد نمی آمد و به اصطلاح بچه ها را سر کار می گذاشت. ما آن قدر رعایت و به قول یاسین نمکچیان آبرو داری کردیم که حتی حاضر نشدیم نامه شکایت خود را به انجمن صنفی بدهیم . اما متاسفانه هیچ خبری جز بی احترامی نشد. از طرف دیگر مهلت شکایت ( ان طور که شنیدیم ) فقط بیست روزتا یک ماه بعد از استعفا یا تعطیلی روزنامه بود که اگر شکایت نمی کردیم قضیه به اصطلاح حقوقی می شد و می ماند برای ماهها بعد. با این همه قبل از هرکاری نامه اعتراض خود را به انجمن دادیم و بعد( که فرصتی جز یک روز باقی نمانده بود) برای شکایت اقدام کردیم. عجیب این که وقتی نامه را به انجمن صنفی دادیم آنها گفتند باید زودتر نامه را می فرستادید یعنی آنها هم با توجه به مهلتی که برای شکایت ما وجود داشت گفتند دیر اقدام کردید. به هر حال روز شکایت ؛ واقعا هنوز مانده بودم که برای شکایت بروم یانه چون اصلا دوست نداشتم از شکایت ما سو استفاده شود. ولی چه می شد کرد  که هیچ کس در کارگزاران به بچه ها جوابگو نبود و هیچ راهی برای من و بقیه جز شکایت با قی نماند( البته خیلی هم نباید انتظار می داشتیم چرا که قبلا هم با الفاظی چون فواحش فرهنگی از ما یاد شده بود!) نکته دیگر این که این شکایت فقط یک حر کت صنفی است و اگر نتوانیم تا همین حد هم از حقوق خود دفاع کنیم که دیگر هیچ.

هیچ حرفی هم در باره بچه هایی که نیامدند و شکایت نکردند ندارم . آنها حق دارند هر طور که می خواهند و دوست دارند عمل کنند. بعضی از بچه ها بر این باورند که ممکن است روزنامه دوباره باز شود و آنها به کار برگردند ؛ بعضی ملاحظات خاص خودشان را داشتند ؛ بعضی آن طور که خودشان می گفتند حاضرند از حقوق خود بگذرند ولی وارد این مسائل نشوند بعضی ... به هر حال هر کس حرف و اعتقاد خود را دارد و اصراری هم نبود و نیست که همراه ما شکایت کند.

پایان سخن این که این روزها برای خبرنگاران روزهای خوبی نیست . در روزنامه همشهری که مرا مامور کرده اند به همشهری محله !! و در روزنامه کارگزاران هم که برای حقوق خود و برخلاف میل مان باید شکایت کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 14:40  توسط محمد هاشم اکبریانی  |