تبليغاتX
پرانتز بسته - چرا تاريخ شفاهي را بيشتر از اين ادامه نمي دهم؟
ادبی
ديشب(يكشنبه) يكي از دوستان كه خود شاعر است و اهل شعر ؛زنگ زد و گفت يكي از داستان نويسان(نامش را گفت كه بهتر مي بينم در اينجا  نياورم) گفته است چرا براي مجموعه تاريخ شفاهي سراغ او نرفته ام وبا او گفتكو نكرده ايم ؟به آن دوست شاعر گفتم  خدمتشان بگويد طرح تاريخ شفاهي چند مرحله داشت و هر مرحله شامل بيست نويسنده و شاعر و مترجم و منتقد بود.اما مشكلات آن قدر زياد شد كه  بعد از شش هفت سال هنوز مرحله اول تمام نشده و من هم چنان خسته شده ام كه ادامه طرح را انجام نخواهم داد.دوست شاعر گفت حيف شد!گفتم همه مشكلات به كنار بعد بايد ببيني كه هر كتاب ماهها در ارشاد  مي ماند و به راحتي آب خوردن بعضي مطالب  حذف مي شود.و اشاره كردم به كتاب گلشيري و آن مسائلي كه پيش آمد.دوستم دوباره گفت حيف شد. 

به نظر خودم هم واقعا حيف شد . چرا بايد براي چنين طرح هايي مشكلات چنان زياد باشد كه من يا امثال من نتوانيم آن را انجام دهيم . من در مورد مشكلات در نشريه بخارا به تفصيل توضيح داده ام و اينجا هم جاي آن حرف ها نيست ولي  دلم مي سوزد كه اين كار ادامه پيدا نكند . يعني واقعا ضرورت ندارد كه ما و آيندگان ؛ شخصيت هايي چون هدايت ؛صمد بهرنگي؛ ليلي گلستان ، م.آزاد و... را بشناسيم وبدانيم كه چگونه زندگي كرده اند؟ من از اين طرح هيچ انتظار مالي نداشتم و ندارم و پولي هم نصيبم نشده است. دوستاني هم كه  همكاري كردند به همين ترتيب . آنها اكثرا دانشجوياني بودند كه الان و بعد از شش هفت سال دنبال كارهاي خود رفته اند ولي آن روزها با عشق و علاقه اين كار را انجام دادند كه امروزديگر حاضرنيستند تن به اين كار پر مشقت بدهند. به هرحال   اميداوارم كه از تصميم خودم برگردم و دوباره طرح را ادامه دهم!!!!  

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:14  توسط محمد هاشم اکبریانی  |